درد دلی با خدا...
ازت مممنونم... عیدی خوبی بهم دادی.
چی بگم.
چقدر میتونی بشینی و خرد شدنن یه نفر رو ببینی؟
بهت میگم خسته ام... انگیزه ای ندارم دیگه...اما تو انگار نمی شنوی.
باور کن نمی دونم چه راهی رو باید برم. اصلا فکرم کار نمیکنه.
بابا تو چرا اونقدر دوری... چرا من نمی تونم جواب سوالمو ازت بگیرم...
چرا کمکم نمی کنی؟
چرا نمی تونم فریاد بزنم... بگم خسته ام....
کاش میشد نباشم
25
چند وقتی میشه بهم ریخته ام...
پیمان سعی میکنه بهتر باشه اما من خسته ام.. حتی گاهی که با خدم خلوت میکنم دیگه نمی دونم چی میخوام.
روزهامو بی هدف میگذرونم. فقط در حد پخت و پز و رسیدگی به آرین. گاهی حوصله ندارم و عصبانی ام.سعی میکنم خودمو به کامپیوتر یا ماهواره سر گرم کنم.
عصرها دلم بیقرار میشه.. قلبم تند میزنه و دلهره همه وجودمو میگیره.
برای اینکه کمی آروم بشم به کامپیوتر پناه میبرم. ساعتها بی هدف سایتها رو باز میکنم و میبندم. دیگه حوصله آرین رو ندارم. حوصله و تحمل نور رو ندارم.چراغ اطاق خواب که خاموشه با یه چراغ خواب. توی هال هم یه لامپ شمعی کوچولو روشنه.
سرم پر از هیاهوه ... هیاهویی پوچ....
روزها از تنها بودن تو خونه با آرین میترسم... میترسم اتفاقی بیافته و آرینم بترسه یا تنها بمونه.
حافظه ام به کل داره حذف میشه... گاهی ساعتها یه مجله رو ورق میزنم بدون اینکه بدونم چی خوندم! ساعتها خیابونها رو دور میزنم بدون اینکه مسیرم رو بدونم....
خودم میدونم روبراه نیستم اما دکتر نمیرم... میدونم یه مشت قرص آرام بخش بهم میده. نمی خوام.
ولی خسته ام...
چند دفعه به سرم زده آرین رو بزارم پیش مامانم و برم... نمی دونم کجا .. فقط میخوام نباشم.....
پ.ن. اگه چند وقته به خونه هاتون سر نزدم منو ببخشین.
24
23
22
21
20
پرسیدم چطور می توان بهتر زندگی کرد؟
جواب داد : گذشته ات را بدون هیچ تاسفی بپذیر ، با اعتماد زمان حالت را بگذران و بدون ترس برای آینده آماده شو. ایمان را نگهدار و ترس را به گوشه ای انداز.
شک هایت را باور نکن و هیچ گاه به باورهایت شک نکن . زندگی شگفت انگیز است فقط اگر بدانید که چطور زندگی کنید....
مهم این نیست که قشنگ باشی ، قشنگ این است که مهم باشی ! حتی برای یک نفر.
مهم نیست شیر باشی یا آهو ، مهم این است با تمام توان شروع به دویدن کنی . کوچک باش و عاشق .....که عشق می داند آئین بزرگ کردنت را...
بگذار عشق خاصیت تو باشد نه رابطه خاص تو با کسی .....موفقیت پیش رفتن است نه به نقطه ی پایان رسیدن .
فرقی نمیکند گودال آب کوچکی باشی یا دریای بیکران ....زلال باشی ،آسمان در توست .
" نلسون ماندلا "
